السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )

31

معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى )

اينها را پس از آن كه سخنان مشروحى درباره زيان تفرقه بين مسلمانان گفتم ، بيان داشتم و براى آن مثال‌ها آوردم و سخنم را به پايان بردم و نوبت سخن به ميهماندار ما « بن باز » رسيد - او كه نابينا بود و اكنون آگاه شده بود كه من از پيروان مكتب اهل‌البيت هستم - سينه‌اى صاف كرد و تنها يك جمله گفت : « شما مشركيد . اسلام بياوريد و پس از آن از مسلمانان بخواهيد تا با شما متحد شوند ! » كه خون در رگهايم جوشيد و با او به بحث و مناقشه‌اى دراز دامن پرداختم كه ذكر آن خارج از موضوع مورد نظر است . « 1 » * * * آرى ، در سفرهاى بسيارم به حج ، به سخنان خطباى نماز جمعه و جماعت در مكه و مدينه گوش فرا دادم و گاهى در بين نماز مغرب و عشاء در مسجد خيف با آنها به بحث و گقتگو پرداختم و در نشست‌هاى « رابطةِ العالم الاسلامى » براى استماع سخنان حاضر شدم . در سفرهاى ديگرى نيز ، با علماى مصر به ويژه « الأزهر شريف » ملاقات كردم و در ساير كشورهاى اسلامى مثل لبنان و كشورهاى خليج فارس و هند و پاكستان و كشمير و . . . با علماى بلاد مذاكره و مباحثه نمودم و احيانا چيزهايى شنيدم كه نقل آن اكنون به صلاح نباشد . و خلاصه آنكه ، در خلال مذاكرات و بحث هايى كه با انديشمندان مسلمان و علما و رهبران آنها داشتم - وَ لا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ « 2 » - دريافتم كه بدون بحث و بررسى مسائل مورد اختلاف و يافتن منشأ و سپس درمان آن ، تقارب و تفاهمى بين مسلمانان به وجود نخواهد آمد .

--> ( 1 ) - اشاره به اين سخنان در آن سفر براى آن است كه دانسته شود شعار و طرح ما براى وحدت چقدر مخلصانه بود . گاهى اوقات كه آن صحنه را يادآور مىشوم و مىخواهم پاسخ جبهه‌گيرى خشن و نارواى آن شيخ را بدهم ، درد و اندوه قلبم را مىفشارد و سرشكم را جارى مىكند . ( 2 ) - « و هيچكس همانند خبير آگاهت نسازد . » اقتباس از قرآن كريم . فاطر / 14 .